تبلیغات
شهدای آبدالو هریس - مطالب دی 1393


تاریخ : شنبه 1393/10/27 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


تاریخ : جمعه 1393/10/26 | 02:24 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات
آپلود عکس


تاریخ : جمعه 1393/10/26 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات

در سایه آقا امام زمان عمرمان گذشت

باشد که در دولت او نوکری کنیم


تاریخ : جمعه 1393/10/26 | 01:59 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


سال ۱۳۶۲ به همراه جمعی از فرماندهان توفیق زیارت حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) را پیدا کردیم. زین الدین هم در آن سفر بود.
آنجا از لحاظ حجاب و رعایت شئونات اسلامی وضع مناسبی نداشت و این موضوع زین الدین را آزرده خاطر کرده بود. مدام می گفت: باید کاری کنیم، خیلی زشته سوریه به عنوان یک کشور مسلمان، همچین وضعی داشته باشه. باید دنبال چاره ای باشیم…
نامه ای نوشت و ابتدای آن آیه‌ی: "إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ " را آورد. بعد ضمن نارضایتی از وضع حجاب و عفاف و‌… در سوریه، نسبت به اینکه مسئولان مربوطه هیچ دغدغه ای درباره این موضوع ندارند، حسابی انتقاد کرد.
به او گفتم: حالا این نامه رو می خوای به کی بدی؟
گفت: بالاخره به یکی می دیم!
روز آخر وقتی خواستیم سوار هواپیما شویم، نامه را داد دست یکی از مسئولین امنیتی فرودگاه. بعد هم گفت: ما وظیفه داریم امر به معروف و نهی از منکر کنیم، نتیجه اش دیگر ربطی به ما نداره. هر چقدر از دستمون بربیاد، باید تلاش کنیم…

تاریخ : جمعه 1393/10/26 | 01:14 ق.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات

من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی!
♥•٠·
داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟
گفت: نه!

گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است.
گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم.

گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است. حضرت امیر به زن‌های جوان سلام نمی‌کرد.
گفتند: یا علی رسول خدا سلام می‌کند تو چرا سلام نمی‌کنی؟
گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. می‌ترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد.
گفتم: دل علی می‌لرزد، تو خاطرت جمع است.

بعضی‌ها خودشان را از امیرالمؤمنین حزب اللهی‌تر می‌دانند.
بعضی خودشان را از مراجع تقلید حسینی تر می‌دانند.

استاد محسن قرائتی


تاریخ : سه شنبه 1393/10/16 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


تاریخ : سه شنبه 1393/10/16 | 01:33 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


تاریخ : سه شنبه 1393/10/16 | 01:26 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


تاریخ : شنبه 1393/10/6 | 12:09 ق.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


تاریخ : جمعه 1393/10/5 | 07:52 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


تاریخ : دوشنبه 1393/10/1 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات



تاریخ : دوشنبه 1393/10/1 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات

رهرو ولایت باشیم

پرواز اندازه آدمو برملا میکنه هر چی بالا و بالاتر میری دنیا از دید تو بزرگتر می شه و تو از دید دنیا کوچکتر! 


تاریخ : دوشنبه 1393/10/1 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات


ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻗﺮﺍﺋﺘﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﻜﺮﺩ : ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺩ ﻧﻤﺎﺯ ﮔﻔﺘﯿﻢ:
ﺁﻗﺎﺯﺍﺩﻩﻫﺎ، ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻢﻫﺎ، ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ . 
ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﺷﺖ، ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺑُﻬﺘﻤﺎﻥ ﺯﺩ، 
ﺩﺧﺘﺮ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ، ﻣﺎ رﯾﺶﺳﻔﯿﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﮐﺮﻧﺶ ﻭﺍﺩﺍﺷﺖ .

ﻧﻮﺷﺖ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ :



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 1393/10/1 | 01:41 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات

یکی از خادمان اقا علی بن موسی الرضا تعریف میکرد: 
داشتم تو صحن انقلاب قدم می زدم، دیدم کنار پنجره فولاد خیلی شلوغه ... سریع خودم رو رسوندم به پنجره فولاد و دیدم امام رضا به اذن خدا یک دختر چهارساله که کور مادرزاد بود رو شفا داده.
با کمک پدرش و چند تا از خادمین دیگه دختر رو از لابلای جمعیت بیرون کشیدیم... 
داشتیم می رفتیم سمت اتاق شفایافتگان، که دیدم پدرِ دختر رو سمت پنجره فولاد کرد و با لهجه زیبای خودش با امام رضا صحبت می کرد....

اول فکرکردم داره تشکر می کنه
خوب گوش کردم دیدم داره به امام رضا میگه آقاجان دستت درد نکنه، ولی آقا اینا دو تا خواهر دوقلو هستند، حالا من این یکی رو می برم، جواب اون یکی رو چی بدم. و اشکاش همینطور داره می ریزه. اشک شوق شفای این دخترش و بغض برای اون یکی دخترش قاطی شده بود.

تو همین حال واحوال بود که رسیدیم اتاق شفایافتگان و ماجرا را ثبت کردیم و همراه این پدر و دختر راهی محل اقامت شون شدیم.
وقتی رسیدیم در هتل دیدیم اونجا هم شلوغه...
پرسیدیم چی شده؟
گفتند: امام رضا یه دختر چهارساله که کور مادرزاد بود رو شفا داده...

قربون کرمت آقاجان یاعلی بن موسی الرضا♡❤
┘◄ التماس دعا


تاریخ : دوشنبه 1393/10/1 | 01:27 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات

یارضا (ع) جانم 
بر یازده امام چو دلم تنگ می شود
می آیم و طواف مزار تو می کنم
یا امام رضا (ع) ! امروز، تنها نه خیابان هاى خراسان که تمام رگ هاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مى شود
ایام شهادت مولای مهربانمان بر عاشقانش تسلیت.....
♥•٠·


تاریخ : دوشنبه 1393/10/1 | 01:21 ب.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.