تبلیغات
شهدای آبدالو هریس - دامادش کردم که شاید عروسم نگه ش دارد

مادرش می گفت: من دامادش کردم که شاید عروسم نگه ش دارد. 
تو هم که نتونستی پابندش کنی.
اصلا نخواسته بودم پابندش کنم. قرارهامان را از قبل با هم گذاشته بودیم.
.
.

یادگاران، جلد 6 کتاب شهید محمود کاوه، ص 17


تاریخ : سه شنبه 1394/05/20 | 12:27 ق.ظ | نویسنده : حمید اسدالهی | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.